ب خوردن دمپایی بر آخرین حشرـه
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 17:35
+ تا حالا کسیو دوست داشتی ؟ - آره+ بهش هم گفتی ؟- آره حتی یه مدت هم باهم زندگی کردیم ...+ یه مدت ؟! یعنی الان دیگه نیست ؟- نه ...+ چرا ؟ چی شد مگه ؟- نمیدونم ... میدونی این آخرا رابطمون مریض شده بود ... یه مرضی مثل سرطان گرفت ...میدونی سرطان اینجوریه که تو بدن مریض هست ولی آدم خودش خبر نداره ... این...
Paranoid
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 12:41
Never teLl anybody, anythingxa0 You start loosing them You would hate yourself because of it هیچ وقت به کسی چیزی نگو همه رو از دست میدی و بخاطرش از خودت متنفر میشی xa0 xa0 'تد'
برادکست از خیابان اردیبهشت
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 19:16
وات ایف آی وسط خیابان ها راه برود لگد کند برگهای پاییزی را و گربه ملوس هایی که تازه از چرت ظهرگاهی بیدار شده رو به رویت چشم تنگ می کنند برای یک لیس و تنها یک لیس از بستنی چوبی توی دستانت در یک بعد از ظهر دم گرفته حوالی خیابان اردیبهشت، که تو سر خم کنی نیشت کنتراست تقارن گونه هایت را بهم بریزد.. که ی...
Damn you, Red Evil
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:24
برای آخرین روز این ماه همین بس که نمادش غیر قابل وصف، روزهایش غیر قابل تحمل، اتفاقاتش غیر قابل پیش بینی و شب هایش همراه با سردرد بود تا که تمام شود خاطرات نداشته ام از شهریوری که هر روزش را با بی رحمی پاره پاره می کنم.
Shut up you iDiot
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:24
بستنی خورهای تبعیدی روزگار ما آنهایی بودند که دقیقه را غنیمت می شمردند برای ساختن یک خاطره بالای ارتفاعات اصفهان بعد از چند کیلومتر پیاده روی بامدادی با فاز تغییر کلیشه هایی که سراسر دنیایمان را فرا گرفته بود و تضاد را از خود شروع می کردند و توی دهان امت می زدند با آوازهای غیرانقلابی و دست های دستکش...
نوشت
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:23
خورشید را خاموش کنید، می خواهم بخوابم
1night$tand
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:23
بابای من یک آدم بد خلق و بد شکل است وقتی کنار کودکش در عکس افتاده دارد تعارف می کند یک بستنی چوبی که اتفاقن توی یک پاییز رخ داده + کجا داری میری این موقع شب؟ - دارم میرم سیگار بگیرم! + ...
از دنیای صامتم برایتان پیامی دارم
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:23
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
Hō•jō
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:23
امشب زیر بار سنگین ماراتن ارباب حلقه ها خار چشم های زیبای بانو گالادریل خواهم بود grandma .. grandpa, don't wait up فردا نوشت: تمام شد
خلط های مانده در گلو (1)
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:23
سنگ ها را در اطرافم بنداز خار در دستانم بفشار سکه بر چشمانم بگذار من دیگر بیدار نخواهم شد از این خواب دیرین چندیست خشکیده توی گلویم این بغض ننگین این عقده ی اودیپ این سیب آدمی .. کدام احمقی گفته گریه دلها را خالی می کند؟ نگاهم به ماه و پایم به راه خسته از انشا/ی این درد دیرینم بلند شو از صندلی و با ...
LOL
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:23
هرکس بد ما به خلق گوید ما سینه ز غم نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم